ملحقات و مفردات
از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد مگر لیلی کند ...
شمارهٔ ۲
میندانم چه کنم چاره من این دستان را تا به دست آورم آن دلبر پردستان را او به شمشیر جفا خون دلم میریزد تا به خون دل من ر...
شمارهٔ ۳
ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب کو به یک ره بُرد از من صبر و آرام و شکیب رومیانه روی دارد، زنگیانه زلف و خال چون کما...
شمارهٔ ۴
قیامتست سفر کردن از دیار حبیب مرا همیشه قضا را قیامتست نصیب به ناز خفته چه داند که دردمند فراق به شب چه میگذراند علیال...
شمارهٔ ۵
چشم تو طلسم جاودانست یا فتنهٔ آخرالزمانست تا چشم بدی به زیر بنهد دیگر به کرشمه در نهانست ما را به کرشمه صید کردست چشمت ک...
شمارهٔ ۶
حالم از شرح غمت افسانه(ایست) چشمم از عکس رخت بتخانه(ایست) هر کجا بدگوهری در عا(لمست) در کنار آنچنان دردانه(ایست) بر امید...
شمارهٔ ۷
خستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایت ای صبا آخر چه گردد گر کنی یکدم عنایت؟ بگذری در کوی یارم تا کنی حال دلم را همچنان کز م...
شمارهٔ ۸
میروم با درد و حسرت از دیارت خیر باد میگذارم جان به خدمت یادگارت خیر باد سر ز پیشت برنمیآرم ز دستور طلب شرم میدارم ز...
شمارهٔ ۹
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم بالاتر از سیاهی، ر...
شمارهٔ ۱۰
بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد وز سعادت به سرم سرو روان باز آمد پیر بودم به وصال رخ خوبش همه روز باز پیرانه سرم بخت ...