ملحقات و مفردات

از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
31
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد مگر لیلی کند ...

1

شمارهٔ ۲

می‌ندانم چه کنم چاره من این دستان را تا به دست آورم آن دلبر پردستان را او به شمشیر جفا خون دلم می‌ریزد تا به خون دل من ر...

2

شمارهٔ ۳

ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب کو به یک ره بُرد از من صبر و آرام و شکیب رومیانه روی دارد، زنگیانه زلف و خال چون کما...

3

شمارهٔ ۴

قیامتست سفر کردن از دیار حبیب مرا همیشه قضا را قیامتست نصیب به ناز خفته چه داند که دردمند فراق به شب چه می‌گذراند علی‌ال...

4

شمارهٔ ۵

چشم تو طلسم جاودانست یا فتنهٔ آخرالزمانست تا چشم بدی به زیر بنهد دیگر به کرشمه در نهانست ما را به کرشمه صید کردست چشمت ک...

5

شمارهٔ ۶

حالم از شرح غمت افسانه(ایست) چشمم از عکس رخت بتخانه(ایست) هر کجا بدگوهری در عا(لمست) در کنار آنچنان دردانه(ایست) بر امید...

6

شمارهٔ ۷

خستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایت ای صبا آخر چه گردد گر کنی یکدم عنایت؟ بگذری در کوی یارم تا کنی حال دلم را همچنان کز م...

7

شمارهٔ ۸

می‌روم با درد و حسرت از دیارت خیر باد می‌گذارم جان به خدمت یادگارت خیر باد سر ز پیشت برنمی‌آرم ز دستور طلب شرم می‌دارم ز...

8

شمارهٔ ۹

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم بالاتر از سیاهی، ر...

9

شمارهٔ ۱۰

بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد وز سعادت به سرم سرو روان باز آمد پیر بودم به وصال رخ خوبش همه روز باز پیرانه سرم بخت ...

10
1/4