رباعیات

از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
146
شعر

فهرست اشعار

رباعی شمارهٔ ۱

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را وآگاهی نیست مردمِ بیرون را الا مگر آن‌ که روی لیلی دیده‌ست داند که چه درد می‌کشد مجنون را...

1

رباعی شمارهٔ ۲

عشاق به درگهت اسیرند بیا بدخویی تو بر تو نگیرند بیا هر جور و جفا که کرده‌ای معذوری زآن پیش که عذرت نپذیرند بیا...

2

رباعی شمارهٔ ۳

ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب! صاحب‌نظران تشنه و وصل تو سراب مانند تو آدمی در آباد و خراب باشد که در آیینه، توان دید و...

3

رباعی شمارهٔ ۴

چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت درمانش تحمل است و سر پیش انداخت یا ترک گل لعل همی باید گفت یا با الم خار همی باید ساخت...

4

رباعی شمارهٔ ۵

دل می‌رود و دیده نمی‌شاید دوخت چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت پروانهٔ مستمند را شمع نسوخت آن سوخت که شمع را چنین می‌افروخ...

5

رباعی شمارهٔ ۶

روزی گفتی «شبی کنم دلشادت وز بند غمان خود کنم آزادت» دیدی که از آن روز چه شب‌ها بگذشت وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟...

6

رباعی شمارهٔ ۷

صد بار بگفتم به غلامان درت تا آینه دیگر نگذارند برت ترسم که ببینی رخ همچون قمرت کس باز نیاید دگر اندر نظرت...

7

رباعی شمارهٔ ۸

آن یار که عهدِ دوستاری بشکست می‌رفت و منش گرفته دامان در دست می‌گفت «دگر باره به خوابم بینی» پنداشت که بعد از آن مرا خوا...

8

رباعی شمارهٔ ۹

شب‌ها گذرد که دیده نتوانم بست مردم همه از خواب و من از فکر تو مست باشد که به دست خویش خونم ریزی تا جان بدهم دامن مقصود ب...

9

رباعی شمارهٔ ۱۰

هشیار سری بوَد ز سودای تو مست خوش آن که ز روی تو دلش رفت ز دست بی‌‌تو همه هیچ نیست در ملک وجود ور هیچ نباشد، چو تو هستی،...

10
1/15