مراثی

از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در مواعظ

0
دسته‌بندی
7
شعر

فهرست اشعار

ذکر وفات امیرفخرالدین ابی‌بکر طاب ثراه

وجود عاریتی دل درو نشاید بست همانکه مرهم جان بود دل به نیش بخست اگر جواهر ارواح در کشاکش نزع همی به عالم علوی رود ز عالم...

1

در مرثیهٔ عز الدین احمد بن یوسف

دردی به دل رسید که آرام جان برفت وان هر که در جهان به دریغ از جهان برفت شاید که چشم چشمه بگرید به های‌های بر بوستان که س...

2

در مرثیهٔ اتابک ابوبکر بن سعد زنگی

به اتّفاق، دگر دل به کَس نباید داد زِ خستگی که درین نوبت اتّفاق افتاد چو ماهِ دولتِ بوبَکرِ سَعد آفِل شد طلوعِ اَخترِ سَ...

3

در مرثیهٔ سعد بن ابوبکر

به هیچ باغ نبود آن درخت مانندش که تندباد اجل بی‌دریغ برکندش به دوستی جهان بر که اعتماد کند؟ که شوخ دیده نظر با کسیست هر ...

4

در مرثیهٔ ابوبکر سعد بن زنگی

دل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟ یتیم خسته که از پای برکند خارش؟ خدنگ درد فراق اندرون سینهٔ خلق چنان نشست که در جان نشست سو...

5

در زوال خلافت بنی‌عباس

آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین بر زوال ملک مُستَعصِم امیرالمؤمنین ای محمد گر قیامت می‌برآری سر ز خاک سر برآور وین ...

6

ترجیع بند در مرثیهٔ سعد بن ابوبکر

غریبان را دل از بهر تو خونست دل خویشان نمی‌دانم که چونست عنان گریه چون شاید گرفتن که از دست شکیبایی برونست مگر شاهنشه ان...

7