رباعیات

از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در مواعظ

0
دسته‌بندی
56
شعر

فهرست اشعار

رباعی شمارهٔ ۱

آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست پنداشت که مهلتی و تأخیری هست گو میخ مزن که خیمه می‌باید کند گو رخت منه که بار می‌باید بس...

1

رباعی شمارهٔ ۲

تدبیر صواب از دل خوش باید جست سرمایهٔ عافیت کفافست نخست شمشیر قوی نیاید از بازوی سست یعنی ز دل شکسته تدبیر درست...

2

رباعی شمارهٔ ۳

آن کس که خطای خویش بیند که رواست تقریر مکن صواب نزدش که خطاست آن روی نمایدش که در طینت اوست آیینهٔ کج جمال ننماید راست...

3

رباعی شمارهٔ ۴

گر در همه شهر یک سر نیشترست در پای کسی رود که درویش ترست با این همه راستی که میزان دارد میلش طرفی بود که آن بیشترست...

4

رباعی شمارهٔ ۵

گر خود ز عبادت استخوانی در پوست زشتست اگر اعتقاد بندی که نکوست گر بر سر پیکان برود طالب دوست حقا که هنوز منت دوست بروست...

5

رباعی شمارهٔ ۶

تا یک سر مویی از تو هستی باقیست اندیشهٔ کار بت‌پرستی باقیست گفتی بت پندار شکستم رستم آن بت که ز پندار شکستی باقیست...

6

رباعی شمارهٔ ۷

بالای قضای رفته فرمانی نیست چون درد اجل گرفت درمانی نیست امروز که عهد تست نیکویی کن کاین ده همه وقت از آن دهقانی نیست...

7

رباعی شمارهٔ ۸

ماهّیِ امیدِ عمرم از شَست برفت بیفایده عمرم چو شبِ مست برفت عمری که ازو دمی به جانی ارزد افسوس که رایگانم از دست برفت...

8

رباعی شمارهٔ ۹

دادار که بر ما در قسمت بگشاد بنیاد جهان چنانکه بایست نهاد آن را که نداد از سببی خالی نیست دانست سرو به خر نمی‌باید داد...

9

رباعی شمارهٔ ۱۰

نه هر که زمانه کار او دربندد فریاد و جزع بر آسمان پیوندد بسیار کسا که اندرونش چون رعد می‌نالد و چون برق لبش می‌خندد...

10
1/6