غزلیات

از مجموعه اشعار صفایی جندقی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
405
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

فلک سرگشته تر گردد که با ما ندارد هرگز آهنگ مدارا چو بختم باژگون افتد که چون خویش به دوران داردم پیوسته دروا نه ازتوحید ...

1

شمارهٔ ۲

مر‌‌‌ا دل خسته تر باید ز خارا که در دست غمت پایم شکیبا بدین منظر به مینو گر درآیی رود در پرده از شرم تو حورا فلک تا نطفه...

2

شمارهٔ ۳

کنون کز ملامت ترا نیست پروا بکش تیغ بر ما بکش بی محابا به پای تو جان خواهم افشاند روزی چه امشب به قتلم رسانی چه فردا به ...

3

شمارهٔ ۴

اگر رخ تو بدین دست دلبری کندا به مهر خود مه و خورشید مشتری کندا از آن دو جادوی بیمار صد چو جالینوس به یک کرشمه جانتاب بس...

4

شمارهٔ ۵

اگر جفاست تلافی به مذهب تو وفا را هزار بار فزون کم بود جفای تو ما را مبر به باغ و میفزا غمم ز غارت گلچین به دام یا قسم ب...

5

شمارهٔ ۶

زنهار الا یار دلازار خدا را در پا مفکن عهد و نگهدار وفا را ترسم که در او برتو رسد تیر گزندی آسایش خود بنگر و مشکن دل ما ...

6

شمارهٔ ۷

به نیم پرده که برداشت روی زیبا را درید پرده ی پرهیز پیر و برنا را ز صحن خیمه به صحرا شعاع طلعت دوست برید از رخ خورشید مه...

7

شمارهٔ ۸

ز یار دیده بدوز ای نظر تماشا را که حسرت است اگر حاصلی بود ما را به دل نهفت توانم حدیث پنهانی ولی علاج ندانم سرشک پیدا را...

8

شمارهٔ ۹

ندارم فرصت از شوق گرفتاری تماشا را مکن تعجیل صیاد اینقدر خون ریزی ما را درین سودا چه سود اندرز من کز فرط حیرانی نیابم فر...

9

شمارهٔ ۱۰

میسر نیست آزادی ز تنها غیر تنها را پس از تنها به تنهایی نزیبد سر زنش ما را پس از پیر و جوان در خانقه زرق و ریا دیدم به پ...

10
1/41