رباعیات

از مجموعه اشعار صفایی جندقی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
42
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

رفتی و غمت به سینه ام جای گرفت سودای توام جا به سراپای گرفت چندانکه گذشت سیل اشکم ز میان باران دو دیده در رخم جای گرفت...

1

شمارهٔ ۲

امروز دلم بی سر و سامان شده باز سرگشته و بی خود و پریشان شده باز آشفته و بی قرار چون حلقه ی زلف در روی تو دیوانه و حیران...

2

شمارهٔ ۳

گفتم دلت از ناله کنم نرم چه سود در سنگ تو آتش مرا راه نبود چندان که مرا عمر و شکیبائی کاست هر روز جفای تو و حسن تو فزود...

3

شمارهٔ ۴

بگذاشت مرا دو مه که زان چشم سیاه مردم همه ز انتظار یک نیم نگاه در دیده و دل شوق و غمت جای گرفت چندان که دگر نه جای اشک ا...

4

شمارهٔ ۵

نه چشم تو را بر اشکم آمد نظری نه آه مرا در دل سنگت اثری این حسرت دیگر که غمت کشت مرا وز حسرت من نیست هنوزت خبری...

5

شمارهٔ ۶

نه شب به غمت دیده من خفت دمی نه روز به هجرت تنم آسود همی سودی که ز سرمایه عشق تو مراست در سینه تفی دارم و در دیده نمی...

6

شمارهٔ ۷

چون زلف توعشق بی قرارم کرده است سرگشته و تیره روزگارم کرده است تاب و تب اشتیاق و اندوه فراق برخیز و بیا ببین چه کارم کرد...

7

شمارهٔ ۸

یک روز به چشم من بینداز نگاه کز چشم تو چشم من چنین گشته تباه در دیده نماند دیگر از شوق تو اشک در سینه نمانده دیگر از مهر...

8

شمارهٔ ۹

چون چشم من از فراق بینی باران زنهار ملامتم مکن چون یاران برگریه ام ار خنده ات آید نه شگفت رسم است که باغ بشکفد از باران...

9

شمارهٔ ۱۰

سازی اگرم به سینه مأوا چه شود در دیده ی روشنم کنی جا چه شود هر روز به خاک کوچه ها می گذری یک شب به سر من ار نهی پا چه شو...

10
1/5