غزلیات

از مجموعه اشعار صفی علیشاه در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
57
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

سوگند خورده‌ایم بموی تو بارها تا بگذریم در غمت از اختیار‌ها گفتم که دل بزلف تو گیرد مگر قرار زان بیخبر که داده بیاد او ق...

1

شمارهٔ ۲

شستند بمی خرقه آلوده ما را کردند منزه ز دغل دوده ما را بشکست و فرو کوفت چو در هاون تسلیم بر باد فنا داد فلک سوده ما را ب...

2

شمارهٔ ۳

دل نداد از دست یک مو زلف یار خویش را تا سیه کرد از کشاکش روزگار خویش را اختیاری بهر عاشق نیست در فرمان عشق تا قلم بکشیم ...

3

شمارهٔ ۴

بر نثار یار جان اندک بود درویش را خاصه‌گر بیند بکام آن ماه مهراندیش را هست معذور ار چو ما زاهد نشد بیدین و دل چون ندیداس...

4

شمارهٔ ۵

ترک عقل ذوفنون کردیم ما خویش در عشق آزمون کردیم ما بند رهرو بود چون عقل و جنون ترک این عقل و جنون کردیم ما خانه را پرداخ...

5

شمارهٔ ۶

از شهر مه نو سفرم باز روانه است زین پس بسراغش دل من خانه بخانه است می‌بود امیدم که مرا نیست جز او یار می‌دیدم اگر چند که...

6

شمارهٔ ۷

از حسرت لعلی که در او آب حیاتست مردیم و بسی عقل در این واقعه ماتست بر چشمه حیوان دلم از زلف تو پی برد با لعل تو ارزد ره ...

7

شمارهٔ ۸

دلبر امروز کمر بست و به قامت برخاست مست از خانه برون رفت و قیامت برخاست سرو ننشست دگر گرچه به گل ماند ز شرم به تماشای تو...

8

شمارهٔ ۹

کرده بپا قامت نشسته قیامت تا چه کند در قیامت آن قدر و قامت خیز و برافراز قامت ای بت چالاک بین ز قیامت شود چگونه قیامت بر...

9

شمارهٔ ۱۰

باذی نفسی نیست که او یکنفسی نیست شد با همه کس تا که نگوید کسی نیست هر زنده دلی دل ز مسیحا نفسی یافت آنرا نفسی نیست که عی...

10
1/6