رباعیات
از مجموعه اشعار صفی علیشاه در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
هستی نبود سزای کس غیر خدا او هستییِ محض و ماسوا هست نما در هستییِ ما شروط هستی نایاب در هستییِ حق کمال هستی پیدا...
شمارهٔ ۲
ای آنکه خدای خویش دانیم ترا طاعت بسزا کجا توانیم ترا گویند خدای را بحاجات بخوان حاضرتر از آنی که بخوانیم ترا...
شمارهٔ ۳
افسوس ز گام بر غلط هشته ما وین رفته ز دست سود و سر رشته ما در مزرع دل فشاندهام تخم امید ای ابر کرم ببار بر کشته ما...
شمارهٔ ۴
ای آنکه توئی بههستییِ خود واجب بر جملهیِ ماسوا بههستی واهب علم تو بغیر هستیت نیست که نیست از محضرِ هستییِ تو چیزی غ...
شمارهٔ ۵
اثنی عشری ز زادهیِ بوطالب تا مهدییِ منتظر امام غائب حب همه را به خویش میدان واجب تا فوز عظیمت رسد از هر جانب...
شمارهٔ ۶
از معنی کنت کنز دریاب نکات حق کرد یکی تجلی از ذات بذات گشتند بذات او نماینده ذوات معلول شود بعین علت اثبات...
شمارهٔ ۷
در صرف وجود فرق و تمییزی نیست وز غیر که منفی اَست پرهیزی نیست یعنی نَبُوَد خدایرا مثل و شریک هستی همه اوست غیرِ او چیزی ...
شمارهٔ ۸
عالم چو حباب و هستییِ حق چو یَم است زین بحر، نمایشِ حبابی کَرَم است جز هستییِ بحر، هر نمودی است دمی است بودی که نمود ا...
شمارهٔ ۹
از حق چون بنای ملک در تنظیم است داریم امید عفو و دل پر بیم است این خوف ورجا تکلف و تعلیم است گر چاره کار طالبی تسلیم است...
شمارهٔ ۱۰
چون شاهد ما بخود نمائی برخاست اشیا همه را بیک تجلی آراست سری است در این نکته که عارف گوید در هر شیئی تمام اشیا پیداست...