الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
از مجموعه اشعار سنایی غزنوی در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
فهرست اشعار
بخش ۱ - ذکر نفس الکلی نذیر ناصح و اهماله غرور فاضح
اندر آمد چو ماه در شبگیر انَعِماللّٰه صباحگویان پیر کُندجسمی و ساکن ارکانی تیزچشمی و رهفرادانی روی چون آفتاب نور اندو...
بخش ۲ - صفت کلماتی که با نفس کلّی رود و جوابها که او گوید
گفتم ای ایزد سرشته ز نور وی ز عکس رخ تو دیو چو حور ای زمان از تو عید و آدینه وی زمین از رخ تو آیینه صفتت برتر از نفس باش...
بخش ۳ - جوابها که با نفس کلّی گوید
گفت من دست گرد لاهوتم قائد و رهنمای ناسوتم در جهانی که بخت جای منست این جهان جمله زیر پای منست اوّل خلق در جهان ماییم نه...
بخش ۴ - اندر صفت مرید
لب چو بگشاد پیر فرزانه سایه بیرون گریخت از خانه پیر را گفتم از سرِ تحقیق ای ترا ملک دین جدیر و حقیق من که با تو دمی بگفت...
بخش ۵ - اندر عذر انبساط گوید
چون خرد در لبت به جان نگرم چون قلم بر خطت به جان گذرم آینهٔ روشنی به دست خرد کس در آن روی دم نیارد زد پیش تو چون سنان کم...
بخش ۶ - در چشم نگاه داشتن گوید قالَ النّبی علیهالسّلام: النّظر سهم منِ سهامِ الشیطان
آنچه بر تن قبول بر جان رد وانچه بر پای نیک بر سر بد منگر اندر بتان که آخر کار نگرستن گرستن آرد بار اوّل آن یک نظر نماید ...
بخش ۷ - حکایت
آن شنیدی که در گه عیسی خواست باران به حاجت از مولی رفت و با قوم خود به استسقا کرد هرکس ز عجز خویش دعا به اجابت دعا نشد م...
بخش ۸ - اندر صفت خوب روی بدخوی گوید
آنکه با نقشهای زیبااند تختهٔ کودکان و دیبااند طمع او را ز روی زیبا چیست پارهٔ چوب را ز دیبا چیست هرکه را روی خوب خوی ددس...
بخش ۹ - اندر شرح خوب و زشت گوید
خوب را از برای دستِ فراخ جاودان شاخ شاخ ریزد شاخ زشت را از برای حسرت چیز دست و دل تنگ چون گذرگه تیز گلخنی را کشیده اندر ...
بخش ۱۰ - اندر صفت شاهدان گوید
شاهد پیچ پیچ را چکنی ای کم از هیچ هیچ را چکنی ای دو بادام تو چو گوز گرو مانده از دست کودکان در گو چه کنی باد چون وفاجویا...