شمارهٔ ۲۳۱

از واعظ قزوینی در دیوان اشعار - ابیات پراکنده

چشم بستیم از جهان، تا آشنای او شدیم
از غبار درگه او، گل بر این روزن زدیم!

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید