ابیات پراکنده
از مجموعه اشعار واعظ قزوینی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
راه پر خوف و اجل در پی و، منزل دور است مژه برهم زدنی خواب گرانست اینجا...
شمارهٔ ۲
نبود بری بغیر کدورت شتاب را استادگی است صیقل آیینه آب را...
شمارهٔ ۳
حاصل ندامت است غرور و شتاب را دست تأسف است گزک، این شراب را...
شمارهٔ ۴
کجا نقصان پذیرد عشق از دمسردی ناصح نباشد از هوای سرد پروا گرمی تب را...
شمارهٔ ۵
از خود آزادی، بر حق بنده میسازد ترا پیشتر از مرگ مردن، زنده میسازد ترا! گریه بر روز سیاه خویش کردن، همچو ابر پای تا سر...
شمارهٔ ۶
ز درویشان بیقدر است رفعت اهل دولت را ز پهلوی پری یابد هما اوج سعادت را کشد دریای رحمت، تنگ چون مادر در آغوشت برون کن از...
شمارهٔ ۷
دیده هرکس ندارد تاب دیدار ترا چشم حسرت میتواند دید رخسار ترا از رگ غیرت به ما دل میکشد خنجر، مگر دیده در یک بزم هوش ما...
شمارهٔ ۸
ای که غافل نشوی یک نفس از یاد جهان عنقریب است که کرده است فراموش ترا!...
شمارهٔ ۹
راه پرچاهست و، غفلت برده ای مسکین ترا دیدن بالا بلندان، کرده بالا بین ترا!...
شمارهٔ ۱۰
سرو تو، خط کشد ورق نو بهار را زلف کج تو حلقه کند نام مار را...