شمارهٔ ۵۱

از واعظ قزوینی در دیوان اشعار - ابیات پراکنده

رفت عهد شباب و دندان ریخت
رگ ابری گذشت و، باران ریخت!

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید