شمارهٔ ۴۴۷

از واعظ قزوینی در دیوان اشعار - غزلیات

انسان چه بود شرم و، درین نیست تکلف
رویی که در آن آب حیا نیست بر آن تف!
از مال جهان، خواجه بیچاره چه دارد
در دست تصرف بجز از نام تصرف؟!
پیران زمان جمله مرید خور و خوابند
جز دعویشان نیست در انبان تصوف
ز اسباب تکلف بمیان خواجه چه آرد
به زین که نیارد به میان پای تکلف؟!

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید