غزلیات

از مجموعه اشعار وحشی بافقی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
397
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

آه ، تا کی ز سفر باز نیایی؟ بازآ اشتیاق تو مرا سوخت. کجایی؟ بازآ شده نزدیک که هجران تو، ما را بکشد گر همان بر سر خونریزی...

1

شمارهٔ ۲

کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم که در دست ...

2

شمارهٔ ۳

راندی ز نظر، چشم بلا دیدهٔ ما را این چشم کجا بود ز تو، دیدهٔ ما را سنگی نفتد این طرف از گوشهٔ آن بام این بخت نباشد سر شو...

3

شمارهٔ ۴

چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را در ته دوزخ افکنم جان پر اضطراب را تافته عشق دوزخی ز اهل نصیحت اندرو بر من و دل گما...

4

شمارهٔ ۵

تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترا نغمه سنج نو، مبارک باد، بستان ترا خوان زیبایی به نعمتهای ناز آراست، حسن نعمت این خوان گ...

5

شمارهٔ ۶

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گ...

6

شمارهٔ ۷

طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را پاره‌ای از میان ببر این شب انتظار را شد به گمان دیدنی، عمر تمام و ، من همان چشم به ...

7

شمارهٔ ۸

خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را چون قد خود بلند کن پایهٔ قدر ناز را عشوه پرست من بیا، می زده مست و کف زنان حسن تو پر...

8

شمارهٔ ۹

نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را شیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز را پیش تو من کم ز اغیارم و گرنه فرق هست مردم بی‌امتیاز و...

9

شمارهٔ ۱۰

نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را تغییر طالع چون کنم این اختر بد روز را کی باشد از تو طالعم کاین بخت اختر سوخته گ...

10
1/40