مثنویات
از مجموعه اشعار وحشی بافقی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
سرآغاز
گلهای دارم از تو و گلهای که نگنجد به هیچ حوصلهای گلهای دود در دماغم از آن گلهای باد بر چراغم از آن...
در گله گزاری و ستایش
اهل دارالعباده غیر از شاه کش خدا دارد از گزند نگاه کیمیای حیات خسته دلان خوی زدای جبین منفعلان چشم حلمش خطای پوش همه بان...
در ستایش ولی سلطان و بکتاش بیگ و قاسم بیگ
ای ظفر در رکاب دولت تو تهنیت خوان فتح و نصرت تو مسند آرای ملک امن و امان قهرمان زمان ولی سلطان تا بشارت زند به فتح تومهر...
در ستایش کاخ میرمیران
ای مقیمان این خجسته مقام دور باد از شما غم ایام بر در این بهشت روحانی عیش و عشرت کنند رضوانی زین طربخانه نشاط انگیز رفته...
در تاریخ بنای گرمابه
طواف درگه پیر حقیقت اجازت نیست بیغسل طریقت اگر ره بایدت در خلوت خاص بپرس اول ره حمام اخلاص معاذاله زهی فرخنده حمام که آ...
از نامهٔ پرسوز و گدازی که شاعر شوریده دل به دلدار سفر کردهٔ خود نگاشته است
منم با خاک ره یکسان غباری به کوی غم نشسته خاکساری چنین افتادهام مگذار غمناک بیا و ز یاریم بردار از خاک غبارم را فکن در ...
در هجو کیدی (یاری) شاعرنما
ای کیدی مستراح بردار دم در کش و شاعری مکن بار بر حِدّت طبعم آفرین کن گر هجو کسی کنی چنین کن ای ننگ تمام کفشدوزان ضایع ...
در هجو کیدی
هله کیدی غلام ناقابل فکر خود کن که کار شد مشکل تا نمیری نمیشوی آزاد این غل هجو تو مبارک باد السلام ای سیاه ساز و نیاز به...