رباعیات
از مجموعه اشعار وحشی بافقی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
رباعی شمارهٔ ۱
یارب که بقای جاودانی بادا کامت بادا و کامرانی بادا هر اشربهای کز پی درمان نوشی خاصیت آب زندگانی بادا...
رباعی شمارهٔ ۲
عشرت بادا صبح تو و شام ترا آغاز تو را خوشی و انجام ترا شبهای ترا باد نشاط شب عید نوروز ز هم نگسلد ایام ترا...
رباعی شمارهٔ ۳
شد یار و به غم ساخت گرفتار مرا نگذاشت به درد دل افکار مرا چون سوی چمن روم که از باد بهار دل میترقد چو غنچه، بییار، مرا...
رباعی شمارهٔ ۴
جان سوخت ز داغ دوری یار مرا افزود سد آزار بر آزار مرا من کشتنیم کز او جدایی جستم ای هجر به جرم این بکش زار مرا...
رباعی شمارهٔ ۵
از بهر نشیمن شه عرش جناب بنگر که چه خوش دست به هم داد اسباب گردید سپهر خیمه و انجم میخ شد سد ره ستون و کهکشان گشت طناب...
رباعی شمارهٔ ۶
اندر ره انتظار چشمی که مراست بی نور شد و وصال تو ناپیداست من نام بگرداندم و یعقوب شدم ای یوسف من نام تو یعقوب چراست...
رباعی شمارهٔ ۷
آن سرو که جایش دل غم پرور ماست جان در غم بالاش گرفتار بلاست از دوری او به ناخن محرومی سد چاک زدیم سینه جایش پیداست...
رباعی شمارهٔ ۸
پیوستن دوستان به هم آسان است دشوار بریدن است و آخر آن است شیرینی وصل را نمیدارم دوست از غایت تلخیی که در هجران است...
رباعی شمارهٔ ۹
شاها سربخت بر در دولت تست یک خیمه فلک ز اردوی شوکت تست گر خیمهٔ چرخ را ستونی باید اندازه ستون خیمهٔ رفعت تست...
رباعی شمارهٔ ۱۰
اکسیر حیات جاودانم بفرست کام دل و آرزوی جانم بفرست آن مایه که سرمایهٔ عیش و طرب است آنم بفرست و در زمانم بفرست...