ترکیبات
از مجموعه اشعار وحشی بافقی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شرح پریشانی
دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید قصهٔ بیسر و سامانیِ من، گوش کنید گفتوگویِ من و حیر...
گلهٔ یار دلآزار
ای گل تازه! که بویی ز وفا نیست تو را خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را رحم بر بلبل بیبرگ و نوا نیست تو را التفاتی به اسیر...
در ستایش میرمیران
سال نو و اول بهار است پای گل و لاله در نگار است والای شقایق است دررنگ پیراهن غنچه نیم کار است آن شعله که لاله نام دارد د...
در ستایش شاه غیاثالدین و شهزادگان
ای حریم خوش نسیم و ای فضای خوش هوا رشک باغ حبتی هم درهوا، هم درفضا خفتگان خاک همچون سبزه از گل سر زنند از فضایت گر وزد ب...
در هجو ملا فهمی
لازم شده کسر حرمت تو ملا فهمی به رخصت تو دی نوبت کیدی دگر بود امروز شدهست نوبت تو میباید گفت باز سد فحش از نکبتِ که؟ ز...
در سوگواری حضرت حسین«ع»
روزیست اینکه حادثه کوس بلازدهست کوس بلا به معرکهٔ کربلا زدهست روزیست اینکه دست ستم ، تیشه جفا بر پای گلبن چمن مصطفا زد...
در سوگواری قاسمبیگ قسمی
پشت من بشکست کوه درد جان فرسای من باز افزاید همان این درد کار افزای من گشت چشمم ژرف دریایی وآتش خون دل شاخ مرجان اندر او...
سوگواری بر مرگ دوست
دیده گو اشک ندامت شو و بیرون فرما دیدن دیده چه کار آیدم از دوست جدا عوض یوسف گم گشته چو اخوان بینید دیده خوب است به شرطی...
سوگواری بر مرگ شاه
از چه رو خاک سیه گردون به فرق ماه کرد مشعل خورشید را گردون چرا پر کاه کرد از چه رو بر نیل ماتم زد لباس عافیت هر که جادر ...
سوگواری بر مرگ شرفالدین علی
دوستان چرخ همان دشمن جان است که بود همه را دشمن جان است ، همان است که بود ای که از اهل زمانی ز فلک مهر مجوی کاین همان دش...