ناظر و منظور
از مجموعه اشعار وحشی بافقی
فهرست اشعار
سر آغاز
زهی نام تو سر دیوان هستی ترا بر جمله هستی پیش دستی زکان صنع کردی گوهری ساز وزان گوهر محیط هستی آغاز به سویش دیده قدرت گش...
نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پردهٔ موجودات واجبالوجودی هست و برون از حلقهٔ کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت او
ایا مدهوش جام خواب غفلت فکنده رخت در گرداب غفلت ازین خواب پریشان سر برآور سری در جمع بیداران در آور در این عالی مقام پر ...
دست نیاز به درگاه بینیاز گشودن و از حضرت باری التماس رستگاری نمودن
خداوندا گنهکاریم جمله ز کار خود در آزاریم جمله نیاید جز خطاکاری ز ما هیچ ز ما صادر نگردد جز خطا هیچ ز ما غیر از گنهکاری ...
مثقب خامه را بر گوهر نهادن و رشتههای گوهر معنی را ترتیب دادن در ایثار تاجداری که گوهر ذاتش باعث دریای آفرینش است و جوهر صفاتش منشاء فیض ارباب بینش است
رقم سازی که این زیبا رقم زد نوشت اول سخن نام محمد چه نام است اینکه پیش اهل بینش شده نقش نگین آفرینش ز بس کز میم و حایش گ...
طلوع کردن اختر معانی از افق سپهر نکته دانی در تعریف شبی که اخترش طعنه بر نور بدر میزد و صحبتش طعنه بر شام قدر
شبی چون روز شادی عشرت افزای جهان روشن ز ماه عالم آرای ز عالم زاغ پا بیرون نهاده خروس از صبحدم در شک فتاده نشسته گوشهای ...
رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده
از آنرو صبح این روشندلی یافت که چون ما در دلش مهر علی تافت ز مهر او منور خانهٔ خاک به نام او مزین مهر افلاک قضا چون رایت...
در منشاء انشاء این نامه غریبالمعانی و باعث تصنیف این نسخهٔ نادر بیانی
شبی سامان ده سد ماتم وغم غم افزا چون سواد خط ماتم به رنگ چشم آهو مهره گل فلک بر صورت بال عنادل ز بس تاریکی شب نور انجم ب...
پایهٔ سریر معانی بر عرش نهادن و گام فکر در عرصهٔ سپهر گشادن در مدح شهسواری که فضای هستی گویی از اقلیم اوست
چو این گنج هنر ترتیب دادم ز هر جوهر در او درجی نهادم شدم جویندهٔ زیبنده اسمی که حفظ گنج را سازم طلسمی به کام فکر ملکی چن...
حکایت ناقل این مقاله و شکایت قایل این رساله در بیوفایی یاران ریایی و دلایل بر فضیلت گوشهٔ تنهایی
دلا برخیز تا کنجی نشینیم ز ابنای زمان کنجی گزینیم عجب دوری و ناخوش روزگاریست نه بر مردم نه بر دور اعتباریست اگر سد سال ب...
شیر حکمت از پستان خامه گشادن و طفل فسانه را در مهد خیال پرورش دادن در آغاز حکایت عشقبازی و ابتداء روایت نکته سازی
نوا پرداز قانون فصاحت چنین زد چنگ بر تار حکایت که بود اقلیم چین را شهریاری به تخت شهریاری کامکاری به تاج نامداری سربلندی...