بخش دوازدهم
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در اسرارنامه
فهرست اشعار
بخش ۱ - المقاله الثانی عشر
الا ای سر به غفلت در نهاده به دنیا دین خود بر باد داده که گفتت داوری کن با فلک تو؟ جگر خون کن ز مشتی بینمک تو؟ ترا ان...
بخش ۲ - الحکایه و التمثیل
یکی دیوانهای اِستاد در کوی جهانی خلق میرفتند هر سوی فغان برداشت این دیوانه ناگاه که از یک سوی باید رفت و یک راه به هر ...
بخش ۳ - الحکایه و التمثیل
برِ محمود شد دیوانهای خوار که هستم بر ایازت عاشقِ زار بدو محمود گفت ای خوار مانده ز بهر لقمهای غمخوار مانده همه عالم ...
بخش ۴ - الحکایه و التمثیل
غلامی با طبق میرفت خاموش طبق را سر بپوشیده به سرپوش یکی گفتش چه داری بر طبق تو؟ مکن کژی بگو با من بهحق تو؟ غلامش گفت...
بخش ۵ - الحکایه و التمثیل
حکیمی را یکی زر در بدل زد حکیم اندر حق او این مثل زد که در دامت چنان آرم به مردی که بر یک جست دَه گَردَم بگردی زهی هیبت ...
بخش ۶ - الحکایه و التمثیل
مگر میکرد درویشی نگاهی درین دریای پر دُر الهی کواکب دید چون در شب افروز که شب از نور ایشان بود چون روز تو گفتی اختران ...
بخش ۷ - الحکایه و التمثیل
شنودم من که غولی روستایی به شهر آمد بدست بینوایی ندیده بود اندر ده مناره تعجب کرد و آمد در نظاره یکی را گفت این نیکو د...
بخش ۸ - الحکایه و التمثیل
چنین گفتهست آن پیر پر اسرار که نه گم میشوی تو نه پدیدار اگر چون عرش اعلا گردی از عز به هیچت بر نمیگیرند هرگز وگر چون ...
بخش ۹ - الحکایه و التمثیل
به منبر بر امامی نغز گفتار ز هر نوعی سخن میگفت بسیار یکی دیوانه گفتش می چه گویی؟ ز چندین گفت آخر می چه جویی؟ جوابش دا...
بخش ۱۰ - الحکایه و التمثیل
شبی آن پیر زاری کرد بسیار که یارب این حجاب از پیش بردار حجابش چون نماند و او فرو دید دو عالم چون پیازی توبهتو دید به هر...