باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
24
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

خونِ من خاکی که بریزد آخر با خاک به خونی که ستیزد آخر در خون دلم مشو که من خاک توام از خون کفی خاک چه خیزد آخر...

1

شمارهٔ ۲

بی چهرهٔ تو چشم کرادارم من خون میریزی که خونبها دارم من خونی که بریختی چو بگشادی دست در گردن من کن که روا دارم من...

2

شمارهٔ ۳

تاکی بی تو زاری پیوست کنم جان را ز شراب عشق تو مست کنم گاهی خود را نیست و گهی هست کنم وقت است که در گردن تودست کنم...

3

شمارهٔ ۴

خواهم که همی عاشق رویت میرم سرگشته چو موی پیش مویت میرم دانم به یقین که زنده مانم جاوید گر نعرهزنان در آرزویت میرم...

4

شمارهٔ ۵

گاه از غم تو مست و خرابم بینی گه چون شمعی در تب و تابم بینی دوشم دیدی به خواب جان رفته ز دست امروز چو جان رفت چه خوابم ب...

5

شمارهٔ ۶

جانا! تو کجائی که نیازم بینی وین نالهٔ شبهای درازم بینی از ضعف چنانم که نیایم در چشم گر بازآئی مدان که بازم بینی...

6

شمارهٔ ۷

در عشق تو راه این دل غافل گم کرد هر روز هزار بار منزل گم کرد چون در پهلوست جای دل عاشق تو در پهلوی تو چرا چنین دل گم کرد...

7

شمارهٔ ۸

در عشق تو من گرد جنون میگردم وز دایرهٔ عقل برون میگردم دیری است که در خون دل من شدهای در خون تو شدی و من به خون میگردم...

8

شمارهٔ ۹

در عشقِ تو رسوای جهان آمدهایم و انگشت نمای این و آن آمدهایم کردیم هزار منزل از پس هر روز تا ما ز دل خویش به جان آمدهایم...

9

شمارهٔ ۱۰

جان سوخته پای بست آمد بی تو وز دست شده به دست آمد بی تو تا خیلِ خیال تو شبیخون آورد بر قلبِ بسی شکست آمد بی تو...

10
1/3