باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
بنگر ز صبا دامنِ گل چاک شده بلبل ز جمال گل طربناک شده در سایهٔ گل نشین که بس گل که ز باد بر خاک فرو ریزد و ما خاک شده...
شمارهٔ ۲
گل بین که به غنج و ناز خواهد خندید بر عالم پر مجاز خواهد خندید صد دیده بباید که بر او گرید زار آندم که زغنچه باز خواهد خ...
شمارهٔ ۳
ابری که رخ باغ کنون خواهد شست گل را به گلاب بین که چون خواهد شست گل میآید با قدحی خون در دست از عمر مگر دست به خون خواهد...
شمارهٔ ۴
از دست گلابگر گل عشوه پرست در پای آمد چنانکه بر خاک نشست گل خون شد و از درد به بلبل میگفت: «آخر به چنین خون که بیالاید د...
شمارهٔ ۵
با گل گفتم چو یوسفِ کنعانی در مصرِ چمن تُرا سزد سلطانی گل گفت که من صد وَرَقم در هر باب خود یک وَرَقست این که تو بر میخو...
شمارهٔ ۶
بلبل که به عشق یک هم آواز نیافت همچون تو گلی شکفته در ناز نیافت گل گرچه به حسن صد وَرَق داشت ولیک در هیچ وَرَق شرحِ رخت ...
شمارهٔ ۷
بلبل همه شب شرحِ وصالت میخواند مه طلعت خورشیدِ کمالت میخواند گل پیش رخِ تو صد وَرَق بازگشاد وز هر وَرَق آیتِ جمالت میخوا...
شمارهٔ ۸
گل بین که بر اطراف چمن مینازد وز سوی دگر سرو و سمن مینازد هر گل که به ناز باز خندید چو صبح از حسن تو یا ز شعرِ من مینازد...
شمارهٔ ۹
نی حال من و تو ماهوش میگوید بشنو که درین فصل چه خوش میگوید گل نیز چو در خارکشی افتادست بلبل همه راه خارکش میگوید...
شمارهٔ ۱۰
گل بی سر و پای خویشتن میانداخت خود را به میان انجمن میانداخت از رشک رخت به خاک ره میافتاد پس خاک به دست با دهن میاند...