باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ذوق شکر از چشیدن آمد حاصل بحثی که نه از شنیدن آمد حاصل آنرا که به جانان سر موئی پیوست جاوید زبان بریدن آمد حاصل...
شمارهٔ ۲
فرّخ دل آن که مُرد حیران و نگفت صد واقعه داشت، کرد پنهان و نگفت دردِ تو نگاه داشت در جان و نگفت اندوه تو کرد ورد پایان و...
شمارهٔ ۳
خود را به طریق چاره میباید کرد وز خلق جهان کناره میباید کرد هم دل پر خون خموش میباید بود هم لب بر هم نظاره میباید کرد...
شمارهٔ ۴
امروز دلی سخن نیوش اولیتر در ماتم خود سیاه پوش اولیتر چون هم نفس و همدم و همدرد نماند دوران خموشیست خموش اولیتر...
شمارهٔ ۵
ای دل چو شراب معرفت کردی نوش لب بر هم نه سِرِّ الاهی مفروش در هر سخنی چو چشمهٔ کوه مجوش دریا گردی گر بنشینی خاموش...
شمارهٔ ۶
تا چند زنی ای دلِ برخاسته جوش در پردهٔ خون نشین و خونی مینوش بگشای نظر ببین که یک یک ذرّه چون میگریند و جمله بنشسته خموش...
شمارهٔ ۷
تا چشم ز دیدارِ جهان در بستیم وز بهرِ گریختن میان دربستیم خوردیم غمِ عشق و فغان دربستیم چون اهل ندیدیم زبان دربستیم...
شمارهٔ ۸
ای دل شب و روز چند جوشی، بنشین تا چند چخی و چند کوشی، بنشین چون راز تو در گفت نخواهد آمد در قعر دلت بِهّ ار بپوشی، بنشین...
شمارهٔ ۹
تا کی زنی ای دل خسته جوش در پردهٔ خود نشین و خونی مفروش بگشای نظر ببین که یک یک ذرّه خون میگریند جمله بنشسته خموش...
شمارهٔ ۱۰
ای دل به سخن مگرد در خون پس ازین از نطق مرو ز خویش بیرون پس ازین عمریست که تا زبانی از سر تا پای وقتست که گوش گردی اکنون...