باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
21
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

خواهی که ز پرده محرم آیی بیرون، در پرده نشینی و کم آیی بیرون، چون موی که از خمیر بیرون آید، از هژده هزار عالم آیی بیرون...

1

شمارهٔ ۲

تدبیر تو چیست بغض با حب کردن با هستی خویشتن تعصّب کردن چون مینتوان قصد بدان لب کردن بنشستن و دایماً تعجّب کردن...

2

شمارهٔ ۳

تو خسته نهیی ز عشق، ور خستهئییی دل در غم عشق او به جان بستهئییی گر آگهییی که گم چه گشتهست ازتو سر بر زانو نشسته پیوستهئی...

3

شمارهٔ ۴

تا کی هنر خویش پدیدار کنی بنشینی و پوستین اغیار کنی چون در قدمی هزار انکار کنی تنها بنشین که سود بسیار کنی...

4

شمارهٔ ۵

بد چند کنی کار نکو کن، بنشین سجادهٔ تسلیم فرو کن، بنشین چون شیوهٔ خلق دیدی و دانستی خط بر همه کش روی بدو کن، بنشین...

5

شمارهٔ ۶

تا بر ره خلق مینشینی ای دل در خرمن شرک خوشه چینی ای دل گر صبر کنی گوشه گزینی ای دل بینی که درآن گوشه چه بینی ای دل...

6

شمارهٔ ۷

ای دل هر دم غمی دگرگون میخور گردن بنه و قفای گردون میخور وانگاه سری که گوی ره خواهد شد بر زانوی اندوه نِه و خون میخور...

7

شمارهٔ ۸

چون درد ترا تا به ابد درمان نیست گر شاد شوی به قطع جز نقصان نیست هرگز ز طرب هیچ نخیزد بنشین در اندوهی که هرگزش پایان نیس...

8

شمارهٔ ۹

ای دل همه چارهٔ تو بیچارگی است در گوشه نشستن تو آوارگی است نانت جگرست و آب خون خوارگیست اینست علاج تو که یکبارگی است...

9

شمارهٔ ۱۰

زین شیوه که اکنون دل دیوانه گرفت کلّی کم آشنا و بیگانه گرفت چون شادی خویش زهر قاتل میدید در کوچهٔ اندوهگنان خانه گرفت...

10
1/3