باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
94
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

صد دریا نوش کرده اندر عجبیم تا چون دریا از چه سبب خشک لبیم از خشک لبی همیشه دریا طلبیم ما دریاییم خشک لب زین سببیم...

1

شمارهٔ ۲

این سودایی که میدواند ما را هرگز نتوان نشاند این سودا را گویند که خویش را فرود آر آخر دربند چگونه آورم دریا را...

2

شمارهٔ ۳

زین بحر که در سینهٔ ما پیدا گشت از پرتو آن چشم جهان بینا گشت آن قطره –کزین پیش دلش میگفتی امروز به خون غرقه شد و دریا گش...

3

شمارهٔ ۴

دل گفت که ما چو قطره ای مسکینیم در عمر کجا کنار دریا بینیم آن قطره که این گفت، چو در دریا رفت فریاد برآورد که ما خود این...

4

شمارهٔ ۵

تا چشم دلم به نور حق بینا گشت در دیدهٔ او دو کون ناپیدا گشت گویی که دلم ز شوق این بحر عظیم از تن به عرق برون شد و دریا گ...

5

شمارهٔ ۶

هر دم که دلم به فکر در کار آید هر ذرّهٔ دل منبعِ اسرار آید هر قطره که از بحر دلم بردارم بحری دگر از میان پدیدار آید...

6

شمارهٔ ۷

در قعرِ دلِ خود سفرم میباید در عالمِ کل یک نظرم میباید هر روز ز تشنگی راهم صد بحر خوردم تنها و دیگرم میباید...

7

شمارهٔ ۸

عمری به امید در طلب بنشستیم در فکرت کار روز و شب بنشستیم صد بحر چو نوشیده شد از غیرت خلق لب بستردیم و خشک لب بنشستیم...

8

شمارهٔ ۹

آن قطره که آب جمله از دریا خورد پنهان شد اگرچه عالمی پیدا خورد جانم که نفس مینزند جز بادوست در هر نفسی هر دو جهان تنها خ...

9

شمارهٔ ۱۰

هر گه که دلم ز پرده پیدا آید عالم همه در جنبش و غوغا آید دریای دلم اگر به صحرا آید از هر موجش هزاردریا آید...

10
1/10