ارمغان حجاز

از مجموعه اشعار اقبال لاهوری

0
دسته‌بندی
392
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - دل ما بی‌دلان بردند و رفتند

دل ما، بی‌دلان بردند و رفتند مثال شعله، افسردند و رفتند بیا یک لحظه با عامان درآمیز که خاصان، باده‌ها خوردند و رفتند...

1

بخش ۲ - سخن‌ها رفت از بود و نبودم

سخن‌ها رفت از بود و نبودم من از خِجْلَت، لبِ خود، کم گشودم سجودِ زنده‌مردان می‌شناسی؟ عیارِ کارِ من گیر از سجودم...

2

بخش ۳ - دل من، در گشاد چون و چند است

دلِ من، در گُشادِ چون و چند است نگاهش، از مه و پروین بلند است بده ویرانه‌ای در دوزخ، او را که این کافر، بسی، خلوت‌پسند ا...

3

بخش ۴ - چه شور است این که در آب و گل افتاد

چه شور است این که در آب و گِل افتاد؟ ز یک دل، عشق را صد مشکل افتاد قرارِ یک نَفَس بر من حرام است به من رحمی که کارم با د...

4

بخش ۵ - جهان از خود برون‌آوردهٔ کیست؟

جهان از خود برون آوردهٔ کیست؟ جمالش، جلوهٔ بی‌پردهٔ کیست؟ مرا گویی که از شیطان حذر کن بگو با من که او پروردهٔ کیست؟...

5

بخش ۶ - دل بی‌قید من در پیچ و تابی‌ست

دلِ بی‌قیدِ من، در پیچ و تابی‌ست نصیبِ من، عِتابی یا خِطابی‌ست دلِ ابلیس هم نتوانم آزرد گناهِ گاه‌گاهِ من صوابی‌ست...

6

بخش ۷ - صبنت الکاس عنا ام عمرو

صبنت الکاس عنا ام عمرو وکان الکاس مجراها الیمینا اگر این است رسم دوستداری به دیوار حرم زن جام و مینا...

7

بخش ۸ - به خود پیچیدگان در دل اسیرند

به خود پیچیدگان در دل اسیرند همه دردند و درمان‌ناپذیرند سجود از ما چه می‌خواهی که شاهان خَراجی از دهِ ویران نگیرند...

8

بخش ۹ - روم راهی که او را منزلی نیست

رَوَم راهی که او را مَنْزِلی نیست از آن تخمی که ریزم، حاصلی نیست من از غم‌ها نمی‌ترسم ولیکن مده آن غم که شایانِ دلی نیست...

9

بخش ۱۰ - می من از تنک‌جامان نگه دار

میِ من از تُنُک‌جامان نگه دار شرابِ پخته از خامان نگه دار شَرَر از نیستانی دورتر به به خاصان بخش و از عامان نگه دار...

10
1/40