غزلیات

از مجموعه اشعار جامی در دیوان اشعار - واسطة العقد

0
دسته‌بندی
493
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

انماالله اله واحد و هو الغایب و هو الشاهد می کند در همه اضداد ظهور نیست با هیچ یک از اشیا ضد سر وحدت به بطونش راجع نقش ک...

1

شمارهٔ ۲

بینمت ای خرد به کار تو گم کارگه چرخ و کارگر انجم جست عالم ز خوابگاه عدم چون ز امرت رسید بانگ که قم کی شناسد تو را اسیر ج...

2

شمارهٔ ۳

ای نامزد به نام تو درنامه قبول یا ایها النبی و یا ایها الرسول باران رحمتی تو که از آسمان جود بر عاشقان تشنه جگر کرده ای ...

3

شمارهٔ ۴

دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا قال من انتم قلنا فقراء غربا فقراییم و عجب آنکه نخواهیم ز تو هیچ حاجت که تویی در دو جهان ح...

4

شمارهٔ ۵

نَفَحاتُ وَصلکَ اَوقَدَت جَمَرات شَوقکَ فِی الحَشا ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشا تو چه مظهری که ز جلوهٔ تو ...

5

شمارهٔ ۶

خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا خضر خواند انبته الله نباتا حسنا خامه صنع ثنای تو رقم کرد به حسن برگل از سبزه نوخیز زهی...

6

شمارهٔ ۷

از لعل تو عمت العطایا وز زلفت تو دامت البلایا بی پیروی سگان کویت صارت خطواتنا خطایا بی روشنی فروغ رویت اضحت غدواتنا عشای...

7

شمارهٔ ۸

گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها همچو اشک خود به خون غلطم میان خارها چون نقاب افکنده دیدت شاهد گل در چمن کند ناخن ناخن...

8

شمارهٔ ۹

بندم به سینه دمبدم از سیم مژگان تارها وز دل بر این قانون ز غم بیرون دهم آزارها تا لعل شکر خای تو شد قیمتی کالای تو درهر ...

9

شمارهٔ ۱۰

چرخ کبود هرشب و رخشان ستاره‌ها دودی‌ست زآتش من و در وی شراره‌ها لاغر تنم ز گریه پر از قطره‌های خون باریک رشته‌ای‌ست در ا...

10
1/50