باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
43
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

شیر اجلت چو درکمین خواهد بود در خاک فتادنت یقین خواهد بود در دور زمان مساز املاک و بدان قسمت ز زمان دو گز زمین خواهد بود...

1

شمارهٔ ۲

گیرم که ترا لطف الاهی آمد در ملک تو ماه تا به ماهی آمد در هر وطنی سرای و باغی چه کنی میپنداری که باز خواهی آمد...

2

شمارهٔ ۳

چون روی تو در هلاک خواهد بودن قسم تو دو گز مغاک خواهد بودن بر روی زمین چند کنی جای و سرای چون جای تو زیر خاک خواهد بودن...

3

شمارهٔ ۴

از آتش دل چو دود بر خواهی خاست وز راه زیان و سود برخواهی خاست وین کلبه که ایمن اندر او بنشستی ایمن منشین که زود برخواهی ...

4

شمارهٔ ۵

زان پیش که در عینِ هلاکت فکنند بفکن همه پاک، بو که پاکت فکنند زیرا که ز روزگار روزی چندی بر تو شمرند و پس به خاکت فکنند...

5

شمارهٔ ۶

تا کی به نظارهٔ جهان خواهی زیست فارغ ز طلسم جسم و جان خواهی زیست یک ذرّه به مرگِ خویشتن برگت نیست پنداشته‌ای که جاودان خ...

6

شمارهٔ ۷

گاهی به قبولِ خلق خواهی آویخت گاهی به عصا و دلق خواهی آویخت از بهرِ شکم روز و شبان در تک و پوی خود را به گلو و حلق خواهی...

7

شمارهٔ ۸

گر در کوهی مقیم و گر در دشتی بر خاک گذشتگان مجاور گشتی بر خاک تو بگذرند ناآمدگان چندان که تو برگذشتگان بگذشتی...

8

شمارهٔ ۹

چون رفتنِ بیقیاس داری در پی چندانک روی هراس داری در پی ای خوشهٔ سرسبز بسی سر مفراز چون میدانی که داس داری در پی...

9

شمارهٔ ۱۰

ره بس دور است توشه بردار و برو فارغ منشین تمام بردار وبرو تا چند کنی جمع که تا چشم زنی فرمان آید که جمله بگذار و برو...

10
1/5