باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
35
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

دنیا که برای ره گذر باید داشت از زود گذشتنش خبر باید داشت چون میدانی که سخت دردی است فراق بر هیچ منه دلت که بر باید داشت...

1

شمارهٔ ۲

گر مرد رهی،‌رَخْت به دریا انداز سربار، برو، بر سرِ غوغا انداز با رنج وبلا و محنت امروز بساز ناز و طرب و عیش به فردا اندا...

2

شمارهٔ ۳

چون مرگ در افکند به غرقاب ترا با خاک برد با دل پرتاب ترا چون گور ز پیش داری ومرگ از پس چون میآید درین میان خواب ترا...

3

شمارهٔ ۴

چون هرچه بود اندک و بسیار نبود در زیر دیار چرخ دیار نبود هر چند جهان خوشست بگذار زیاد انگار که هرچه بود انگار نبود...

4

شمارهٔ ۵

دیدی تو که محنت زده و شاد بمرد شاگرد به خاک رفت و استاد بمرد آن دَم مُردی که زادهای از مادر این مایه بدان که هر که او زا...

5

شمارهٔ ۶

عمری به هوس گذاشتی خیز و برو سر برکِه و مِه فراشتی خیز و برو زین بیش جهان نمیرسد حصهٔ تو چون نوبت خویش داشتی خیز و برو...

6

شمارهٔ ۷

دانی تو که هر که زادناچار بمرد به از چو من و چون ز تو بسیار بمرد هر روز بمیر صد ره وزنده بباش کاسان نبود ترا به یکبار بم...

7

شمارهٔ ۸

چون قاعدهٔ بقای ما عین فناست بر عین فنا کار بنتوان آراست برخیز که آن زمان که بنشستی راست چه سود که نانشسته بر باید خاست...

8

شمارهٔ ۹

کارت همه چون که خوردن و خفتن بود میلت همه در شنودن و گفتن بود بنشین که من و تو را درین دار غرور مقصود ز آمدن، همه رفتن ب...

9

شمارهٔ ۱۰

تو بیخبری و تا خبر خواهد بود از جملهٔ عالمت گذر خواهد بود برخیز که اینجا که فرو آمدهای آرامگهِ کسی دگر خواهد بود...

10
1/4