باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
29
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

جان سوخته سرفکنده میباید بود چون شمع، به سوز، زنده میبایدبود کارت به مراد این خدائی باشد ناکامی کش که بنده میباید بود...

1

شمارهٔ ۲

گر جان ببرد عشق توام جان آنست ور درد دهد جملهٔدرمان آنست هر ناکامی که باشد این طایفه را میدان به یقین که کام ایشان آنست...

2

شمارهٔ ۳

تا نفس بود ز سِرِّ جان نتوان گفت در پیدایی راز نهان نتوان گفت هر ناکامی که هست چون مرد کشید کامی بدهندش که از آن نتوان گ...

3

شمارهٔ ۴

گفتی که نشان راه چیست ای درویش از من بشنو چو بشنوی میاندیش آنست ترا نشان که رسوائی خویش چندان که فرا پیش روی بینی بیش...

4

شمارهٔ ۵

عشقش به کشیدن بلا آید راست در عشق بلا کشی خطا آید راست افسانهٔ عشق کار پاکی گوئی است این کار به افسانه کجا آید راست...

5

شمارهٔ ۶

هر دل که طلب کند چنین یاری را مردانه به جان کشد چنین باری را مردی باید شگرف تا همچو فلک بر طاق نهد جامه چنین کاری را...

6

شمارهٔ ۷

این کار که صد عالم پنهان ارزد پیدا نشود مگر کسی کان ارزد کاری نبود که تربیت یابد کار هرگه که به دل رسید صد جان ارزد...

7

شمارهٔ ۸

دل عزت خویش جمله از خواری یافت زور و زر خود ز ناله و زاری یافت هرگز نکشد ز سرنگونساری سر کاین سروری او زسرنگونساری یافت...

8

شمارهٔ ۹

بهتر ز گشادگی گرفتاری من برتر ز هزار عزت این خواری من گر دیدهوری ببین که بُردست سبق از قدر همه جهان نگونساری من...

9

شمارهٔ ۱۰

امروز منم نه کفر و نه ایمانی نه دانائی تمام و نه نادانی شوریده دلی، شیفته ای، حیرانی بر سر گردن فتاده سرگردانی...

10
1/3