ذرات گردنده [۷۳-۵۷]

از مجموعه اشعار خیام نیشابوری در ترانه‌های خیام (صادق هدایت)

0
دسته‌بندی
17
شعر

فهرست اشعار

رباعی ۵۷

از تن چو برفت جان پاک من و تو خشتی دو نهند بر مَغاکِ من و تو و آنگه زِ برایِ خشتِ گورِ دگران در کالبدی کشند خاکِ من و تو...

1

رباعی ۵۸

* هر ذره که بر روی زمینی بوده‌ است خورشید‌رُخی، زُهره‌جَبینی بوده‌ است گَرْد از رخِ آستین به آزَرْم فشان کآن هم رخِ خوب ...

2

رباعی ۵۹

ای پیرِ خردمند پِگَهْ‌تر برخیز وان کودکِ خاک‌بیز را بنگر تیز پندش ده و گو که نرم‌نرمک می‌بیز مغزِ سرِ کیقباد و چشمِ پروی...

3

رباعی ۶۰

بنگر ز صبا دامن گل چاک شده بلبل ز جمال گُل طَرَبناک شده در سایهٔ گل نشین که بسیار این گل از خاک برآمده‌ است و در خاک شده...

4

رباعی ۶۱

ابر آمد و زار بر سرِ سبزه گریست بی بادهٔ گُلرنگ نمی‌شاید زیست این سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیس...

5

رباعی ۶۲

چون ابر به نوروز رخِ لاله بشست، بر خیز و به جامِ باده کن عزمِ درست، کاین سبزه که امروز تماشاگه توست، فردا همه از خاک تو ...

6

رباعی ۶۳

هر سبزه که بر کنار جویی رُسته‌است، گویی ز لبِ فرشته‌خویی رسته‌است؛ پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی، کان سبزه ز خاک لاله‌ر...

7

رباعی ۶۴

مِی خور که فلک بهر هلاک من و تو قصدی دارد به جانِ پاک من و تو در سبزه نشین و میِ روشن می‌خور کاین سبزه بسی دمد ز خاک من ...

8

رباعی ۶۵

دیدم به سرِ عمارتی مردی فرد کاو گِل به لگد می‌زد و خوارش می‌کرد وان گِل به زبانِ حال با او می‌گفت: ساکن! که چو من بسی لگ...

9

رباعی ۶۶

بردار پیاله و سبو ای دلجو برگَرْد به گِردِ سبزه‌زار و لبِ جو کاین چرخ بسی قَدّ‌ِ بُتانِ مَهْ‌رو صد بار پیاله کرد و صد با...

10
1/2