الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة

از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات

0
دسته‌بندی
266
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

در دیدهٔ هرک توتیای تو بود سلطانِ زمانه و گدای تو بود البتّه کمالِ هیچ کس را نرسد آنجا که جلالِ کبریای تو بود...

1

شمارهٔ ۲

کی عقل به سر حدِّ جمالِ تو رسد بی جان به سراچهٔ وصالِ تو رسد گر جملهٔ ذرّاتِ جهان دیده شود ممکن نبود که در جمالِ تو رسد...

2

شمارهٔ ۳

انصاف ز اختلافِ ایامِ فرق پیدا کردی به گفتِ حق را الحق آنجا که کمالِ کبریای قدم است توحیدِ من و تو کفر باشد مطلق...

3

شمارهٔ ۴

هر چند که روشنی فزاید خورشید در دیدهٔ خفّاش نیاید خورشید دل طاقتِ نورِ تو کجا دارد پس آنجای که خفّاش نماید خورشید...

4

شمارهٔ ۵

این سودا را نمی‌توان کرد نهان در کاسهٔ سر باشد و در کیسهٔ جان اندر سر و سینه رو طلب کن اثرش کاو را نتوان دید بدین دیده ع...

5

شمارهٔ ۶

دل گفت که ای جانِ من آن زهره کِراست کز خاکِ درِ تو توتیا یارد خواست از ذات منزّهی و از عیب جدا تو پاکی و بر تو « قُلْ هُ...

6

شمارهٔ ۷

در دایرهٔ وجود موجود تویی مقصود نگویمت که معبود تویی گر در غزلی نامِ خط و زلف برم می‌دان که بهانه است، مقصود تویی...

7

شمارهٔ ۸

یاری که منزّه آمد از شبه و بدل دریاب او را به علمِ ذوقی و عمل کی ذاتِ مقدّسش نماید به تو روی از فاوِ منِ والی و فی و هَل...

8

شمارهٔ ۹

مشغولِ هوا تو را کجا بشناسد خود کیست که عقل از هوا بشناسد این کار به بازوی تنِ خاکی نیست هو نور[ر]ی باید که تو را بشناسد...

9

شمارهٔ ۱۰

آن را که دلش خانهٔ توحید بود در کون و مکان طالبِ تجرید بود وآن را که شب و روز بود بر درِ او شبها همه قدر و روزها عید بود...

10
1/27