الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
در دیدهٔ هرک توتیای تو بود سلطانِ زمانه و گدای تو بود البتّه کمالِ هیچ کس را نرسد آنجا که جلالِ کبریای تو بود...
شمارهٔ ۲
کی عقل به سر حدِّ جمالِ تو رسد بی جان به سراچهٔ وصالِ تو رسد گر جملهٔ ذرّاتِ جهان دیده شود ممکن نبود که در جمالِ تو رسد...
شمارهٔ ۳
انصاف ز اختلافِ ایامِ فرق پیدا کردی به گفتِ حق را الحق آنجا که کمالِ کبریای قدم است توحیدِ من و تو کفر باشد مطلق...
شمارهٔ ۴
هر چند که روشنی فزاید خورشید در دیدهٔ خفّاش نیاید خورشید دل طاقتِ نورِ تو کجا دارد پس آنجای که خفّاش نماید خورشید...
شمارهٔ ۵
این سودا را نمیتوان کرد نهان در کاسهٔ سر باشد و در کیسهٔ جان اندر سر و سینه رو طلب کن اثرش کاو را نتوان دید بدین دیده ع...
شمارهٔ ۶
دل گفت که ای جانِ من آن زهره کِراست کز خاکِ درِ تو توتیا یارد خواست از ذات منزّهی و از عیب جدا تو پاکی و بر تو « قُلْ هُ...
شمارهٔ ۷
در دایرهٔ وجود موجود تویی مقصود نگویمت که معبود تویی گر در غزلی نامِ خط و زلف برم میدان که بهانه است، مقصود تویی...
شمارهٔ ۸
یاری که منزّه آمد از شبه و بدل دریاب او را به علمِ ذوقی و عمل کی ذاتِ مقدّسش نماید به تو روی از فاوِ منِ والی و فی و هَل...
شمارهٔ ۹
مشغولِ هوا تو را کجا بشناسد خود کیست که عقل از هوا بشناسد این کار به بازوی تنِ خاکی نیست هو نور[ر]ی باید که تو را بشناسد...
شمارهٔ ۱۰
آن را که دلش خانهٔ توحید بود در کون و مکان طالبِ تجرید بود وآن را که شب و روز بود بر درِ او شبها همه قدر و روزها عید بود...